Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جانگزا

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑnɡzˈɑ/ تلفظ :‌ [dZ'Angz'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • جانگزا ی
  • لهنه ٔ جانگزا
  • جانگزای
  • جانگداز بودن
  • جانگشا
  • جان گزا
  • جانفزا
  • جانگداز
  • جانگاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جانگزا. [ گ َ ] ( نف مرکب ) جان گزای.گزاینده جان. کاهنده حیات بود، همچو زهر و مانند آن. ( شرفنامه منیری ). کاهنده و آسیب رساننده جان راگویند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). در همه معانی مقابل و ضد جانفزا است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) : الوداع ای کعبه کاینک درد هجری جانگزاست شمّه ای خاک مدینه حرز و درمان آمده.خاقانی.سگ ابلق روز و شب جانگزاست از این ابلق جانگزا می گریزم.خاقانی.تریاق در دهان رسول آفرید...

فرهنگ عمید

۱. آنچه روح را بیازارد و به آن گزند برساند، گزندرساننده به جان: بیا ساقی آن شربت جان فزای / به من ده که دارم غمی جان گزای (نظامی۵: ۷۸۵ ).
۲. آسیب رساننده.

فرهنگ معین

(ی ) (گَ ) (ص فا. ) آنچه روح و جان را بیازارد.

فرهنگ فارسی

آسیب رساننده، آنچه که روح رابیازاردوگزندرساند

کلمات مرتبط

  • جانگزا ی
  • لهنه ٔ جانگزا
  • جانگزای
  • جانگداز بودن
  • جانگشا
  • جان گزا
  • جانفزا
  • جانگداز
  • جانگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات