Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیهده گوی

تلفظ بین المللی : /bihˈadeː ɡˈuːj/ تلفظ :‌ [bih'ade: g'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بیهده گویی
  • بیهوده گوی
  • پرحرفی و بیهوده گویی
  • بیهوده گویی
  • بدیهه گویی
  • بیهودهگویی
  • گایل او برده
  • بیهده
  • بیهده سرای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیهده گوی. [ هَُ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) بیهوده گوی. بَذی . بذی اللسان. هزال. هذار. یافه گوی. یاوه درای :
خاقانی اگر بیهده گفت از سر مستی
مستی به ازو بیهده گوی تو ندیدم.
خاقانی.
من از کجا و نصیحت کنان بیهده گوی
حکیم را نرسد کدخدایی بهلول.
سعدی.
رجوع به بیهوده گوی شود.

فرهنگ فارسی

بیهوده گوی . بذی . بذی اللسان . هزال . هذار . یافه گوی . یاوه درای .

کلمات مرتبط

  • بیهده گویی
  • بیهوده گوی
  • پرحرفی و بیهوده گویی
  • بیهوده گویی
  • بدیهه گویی
  • بیهودهگویی
  • گایل او برده
  • بیهده
  • بیهده سرای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات