بیهوده گویی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) صفت بیهوده گوی. تکلم بی معنی. هذیان. ( ناظم الاطباء ). هزل. ( منتهی الارب ). فشار: هذاء؛ بیهوده گویی از بیماری و خواب. ( منتهی الارب ). رجوع به بیهده گویی شود.
فرهنگ فارسی
یاوه گویی مهمل بافی .
مترادف و متضاد
rant(اسم)
عبارت سازی، بیهوده گویی، یاوه سرایی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] انسان باید از تکلم بی فائده اجتناب ورزد و در سخن گفتن بقدر حاجت و رفع نیاز اکتفاء نماید، زیرا آن زیادتی نیز مصداق تکلم بی فائده است و شایسته انسان عاقل نیست که کار لغو و عبث کند لذا باید از پرحرفی، زیاده گوئی، طولانی کردن کلام و تکرار عبارات خود پرهیز کرد.گاهی انسان سخنی می گوید که ضرری به خود یا مؤمن دیگری وارد نمی سازد لکن هیچ فائده و ثمره دنیوی و اخروی نیز ندارد، اینگونه سخن گفتن اگر...