Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برکردن

تلفظ بین المللی : /barkˈardan/ تلفظ :‌ [baRk'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • رایت برکردن
  • رنگ برکردن
  • سر برکردن
  • شمع برکردن
  • نام برکردن
  • میان برکردن
  • چراغ برکردن
  • بهم برکردن
  • دیزی بارکردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

برکردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بلند کردن. بربردن. بالا بردن. ( فرهنگ فارسی معین ). برداشتن. رجوع به بردن و برداشتن و بالا بردن شود : بدخواه تو هرچند حقیر است مر او رااز تخت فرودآورو برکن بسر دار.فرخی.- برکردن چشم ( دیده ) ؛ باز کردن و نگریستن. بالا کردن سر و نگاه کردن : جان بدیدار تو یک روز فدا خواهم کردتا دگر برنکنم دیده بهر دیداری.سعدی.مرا که دیده بدیدار دوست برکردم حلال نیست که بر هم زنم به...

فرهنگ عمید

۱. بالا بردن.
۲. افراختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بلند کردنبالا بردن . ۲- آتش افروختن . ۳- از بیخ برکندن . یا از بر کردن .
در تداول عامه دوام آوردن زنده ماندن .

واژه نامه بختیاریکا

وَر کِردِن

کلمات مرتبط

  • رایت برکردن
  • رنگ برکردن
  • سر برکردن
  • شمع برکردن
  • نام برکردن
  • میان برکردن
  • چراغ برکردن
  • بهم برکردن
  • دیزی بارکردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات