معانی کلمه : برکردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بالا بردن.
۲. افراختن.
۲. افراختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- بلند کردنبالا بردن . ۲- آتش افروختن . ۳- از بیخ برکندن . یا از بر کردن .
در تداول عامه دوام آوردن زنده ماندن .
در تداول عامه دوام آوردن زنده ماندن .
واژه نامه بختیاریکا
وَر کِردِن
