Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چراغ برکردن

تلفظ بین المللی : /tʃˈerɑq1 barkˈardan/ تلفظ :‌ [tS'eRAq1 baRk'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چراغ
  • چراغ آویز
  • چراغ بادی
  • چراغ برق
  • چراغ تاریکخانه عکاسی
  • چراغ جلو ماشین
  • چراغ جوشکاری
  • چراغ خانه
  • چراغ خوراک پزی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چراغ برکردن. [ چ َ / چ ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چراغ برافروختن و چراغ برگرفتن و چراغ روشن کردن.چراغ افروختن و چراغ سوختن. ( آنندراج ) : دل گم شد از من بی سبب برکن چراغ و دل طلب چون یافتی بگشای لب کاینک دل صدچاک تو.خاقانی.ز نورش چو مشعل فروزد ایاغ چراغی دگر برکند هر چراغ.ظهوری ( از آنندراج ).بروشنائی دل ،راز نه فلک خوانی اگر تو در دل شبها چراغ برنکنی.صائب ( از آنندراج ).ز شرم روی تو خورشید برنمیآ...

فرهنگ فارسی

چراغ بر افروختن و چراغ بر گرفتن و چراغ روشن کردن .

کلمات مرتبط

  • چراغ
  • چراغ آویز
  • چراغ بادی
  • چراغ برق
  • چراغ تاریکخانه عکاسی
  • چراغ جلو ماشین
  • چراغ جوشکاری
  • چراغ خانه
  • چراغ خوراک پزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات