Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شمع برکردن

تلفظ بین المللی : /ʃˈamʔ barkˈardan/ تلفظ :‌ [S'am? baRk'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شمع
  • شمع 1
  • شمع 2
  • شمع اجین
  • شمع افروختن
  • شمع بالا
  • شمع برافروختن
  • شمع دزد
  • شمع رخ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شمع برکردن. [ ش َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شمع افروختن. شمع بفروختن. شمع برافروختن. روشن ساختن شمع. ( یادداشت مؤلف ) : برکنم شمع و وفا را به خراسان طلبم کآن کلید در رضوان به خراسان یابم.خاقانی.ز آتشی کافتاد از حراق شب شمع در صحرای جان برکرد صبح.خاقانی.تا درین ایوان مینا هر شبی برمی کنندشمع ناهید و چراغ ماه و قندیل پرن.خواجه سلمان ( از آنندراج ).رجوع به مترادفات کلمه شود....

فرهنگ فارسی

شمع افروختن یا شمع بفروختن

کلمات مرتبط

  • شمع
  • شمع 1
  • شمع 2
  • شمع اجین
  • شمع افروختن
  • شمع بالا
  • شمع برافروختن
  • شمع دزد
  • شمع رخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات