کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : انزعاق
تلفظ بین المللی :
/ˌenzeʔˈɑq1/
تلفظ :
[,enze?'Aq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
انزعاج
ازعاق
انبعاق
انزاق
انزباق
انزراق
انزلاق
انزهاق
ائین انزاق
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انزعاق. [اِ زِ ] ( ع مص ) ترسیدن بشب. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ترسیدن در هنگام شب. ( از اقرب الموارد ). بترسیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || پیشی گرفتن اسب از اسبان دیگر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). پیشی گرفتن ( اسب ). ( از اقرب الموارد ). انزعاق فرس ؛ پیشی گرفتن اسب از دیگر اسبان. ( یادداشت مؤلف ). || بشتاب رفتن و سرعت کردن ستور در رفتار. ( از منتهی الارب ...
کلمات مرتبط
انزعاج
ازعاق
انبعاق
انزاق
انزباق
انزراق
انزلاق
انزهاق
ائین انزاق
نظرات