کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : انتصاب نمودن
تلفظ بین المللی :
/ˌentesˈɑb nemˈudan/
تلفظ :
[,entes'Ab nem'udan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انتصاب
دوره انتصاب
انتخاب
انتخاب جنسی
انتخاب طبیعی
انتخاب مصنوعی
انتخاب هم نوع
انتصار
انتصاف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انتصاب نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ/ن ِ/ن َ دَ ] ( مص مرکب ) قیام کردن. اقدام کردن : تا دل میل نکند زبان به ارتکاب جرایم انتصاب ننماید. ( سندبادنامه ص 325 ).
فرهنگ فارسی
قیام کردن اقدام کردن
کلمات مرتبط
انتصاب
دوره انتصاب
انتخاب
انتخاب جنسی
انتخاب طبیعی
انتخاب مصنوعی
انتخاب هم نوع
انتصار
انتصاف
نظرات