معانی کلمه : انتصار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نصرت یافتن، پیروزی یافتن، پیروز شدن بر دشمن.
۲. یاری دادن، کمک رساندن.
۲. یاری دادن، کمک رساندن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) یاری دادن . ۲ - (مص ل . ) یاری یافتن . ۳ - پیروزی یافتن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نصرت یافتن، پیروزی یافتن، پیروزشدن بردشمن
۱ - ( مصدر ) یاری دادن نصرت دادن . ۲ - ( مصدر ) یاری یافتن نصرت یافتن . ۳ - پیروزی یافتن پیروز شدن غالب گردیدن. ۴ - داد ستدن .
۱ - ( مصدر ) یاری دادن نصرت دادن . ۲ - ( مصدر ) یاری یافتن نصرت یافتن . ۳ - پیروزی یافتن پیروز شدن غالب گردیدن. ۴ - داد ستدن .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: entesār) (عربی) (در قدیم) یاری دادن، کمک کردن ؛ یاری یافتن، نصرت یافتن ، پیروزی یافتن ، داد ستدن .
اسم: انتصار (دختر) (عربی) (تلفظ: entesār) (فارسی: اِنتصار) (انگلیسی: entesar)
معنی: کمک کردن، یاری یافتن، نصرت یافتن، پیروزی یافتن، ( در قدیم ) یاری دادن، داد ستدن
معنی: کمک کردن، یاری یافتن، نصرت یافتن، پیروزی یافتن، ( در قدیم ) یاری دادن، داد ستدن
