Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اصغا

تلفظ بین المللی : /ˈesq1ɑ/ تلفظ :‌ ['esq1A]
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اصغا فرمودن
  • اصغا کردن
  • اصغاء
  • اصغار
  • اصغای
  • ذات الاصابع
  • ذات الاصاد
  • ذو اصابع
  • ذو الاصابع
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ عمید

۱. گوش دادن، گوش فراداشتن، گوش دادن به سخن کسی.
۲. نیوشیدن، باجان و دل گوش دادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گوش داشتن گوش فرا دادن شنیدن .

مترادف و متضاد

استماع، شنود، شنیدن، گوشفرادادن


کلمات مرتبط

  • اصغا فرمودن
  • اصغا کردن
  • اصغاء
  • اصغار
  • اصغای
  • ذات الاصابع
  • ذات الاصاد
  • ذو اصابع
  • ذو الاصابع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات