کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اصغار | کلماتور
معنی کلمه : اصغار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsq1ˈɑr/
تلفظ :
['a:sq1'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دیر اغارش
ذوثعلبان الاصغر
امیرانی علی اصغر
امین السلطان علی اصغرخان
زاب اصغر
زبید الاصغر
الفوز الاصغر
ساسان الاصغر
عشق اصغر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اصغار. [ اِ ] ( ع مص ) خرد گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). کوچک کردن. ( لغت خطی ). صغیر گردانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || فرومایه و ذلیل گردانیدن کسی را. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). خوار گردانیدن. ( منتهی الارب ). حقیر گردانیدن. ( آنندراج ). || اصغار قوم ؛ کودکان صغیر تولید کردن ، یقال : ارتبعوا لیصغروا. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). بچه صغ...
کلمات مرتبط
دیر اغارش
ذوثعلبان الاصغر
امیرانی علی اصغر
امین السلطان علی اصغرخان
زاب اصغر
زبید الاصغر
الفوز الاصغر
ساسان الاصغر
عشق اصغر
نظرات