Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اصغا کردن

تلفظ بین المللی : /ˈesq1ɑ kˈardan/ تلفظ :‌ ['esq1A k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اصغا
  • اصغا فرمودن
  • ذوثعلبان الاصغر
  • امیرانی علی اصغر
  • زاب اصغر
  • زبید الاصغر
  • الفوز الاصغر
  • ساسان الاصغر
  • طغای ترکان اغا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اصغا کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اصغا فرمودن. استماع کردن. شنودن گفتار کسی را. گوش فراداشتن بسخن کسی. گوش دادن بسخن کسی : امیر سیف الدوله آن نصیحت مقبول داشت و بسمع رضا اصغا کرد و بدان راضی و همدستان شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 855 ).بر چنین صاحب چو شه اصغا کندشاه و ملکش را ابد رسوا کند.مولوی ( مثنوی ).انشا کندش روح و منقح کندش عقل گردون کند املا و زمانه کند اصغا.؟و رجوع به اصغاء شود....

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گوش دادن گوش کردن .

کلمات مرتبط

  • اصغا
  • اصغا فرمودن
  • ذوثعلبان الاصغر
  • امیرانی علی اصغر
  • زاب اصغر
  • زبید الاصغر
  • الفوز الاصغر
  • ساسان الاصغر
  • طغای ترکان اغا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات