Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آشوفتن

تلفظ بین المللی : /ˈɑʃuːftˌan/ تلفظ :‌ ['ASu:ft,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • اشوفتن
  • فر اشفتن
  • اشفتن
  • اشوفته
  • اشکفتن
  • آشفتن
  • آشوفته
  • اِشنَفتَن
  • آشوفتگی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آشوفتن . [ ت َ ] (مص ) آشفتن . برآشفتن . غضبناک و خشمگین گردیدن . بهم برآمدن : نه مردی بود خیره آشوفتن بزیراندرآورده را کوفتن . فردوسی .- بیکدیگر آشوفتن ؛ خشم گرفتن یکی بر دیگری : دلیران بیکدیگر آشوفتندهمی گرز بر یکدگر کوفتند. فردوسی . || بهیجان آمدن . بهیجان آوردن : چو لشکر سراسر برآشوفتندبگرز و تبرزین همی کوفتندسپاه اندرآمد ز جای کمین سیه شد بر آن نامداران زمین . فردوسی .بهو چون سپه دید کآشوفتن...

فرهنگ عمید

۱. پریشان شدن.
۲. خشمگین شدن؛ به هم برآمدن: ◻︎ نه مردی بُوَد خیره آشوفتن / به‌زیراندرآورده را کوفتن (فردوسی: ۴/۲۶۳).

فرهنگ معین

(تَ) (مص ل .) آشفتن .


کلمات مرتبط

  • اشوفتن
  • فر اشفتن
  • اشفتن
  • اشوفته
  • اشکفتن
  • آشفتن
  • آشوفته
  • اِشنَفتَن
  • آشوفتگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات