Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشوفته

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃuːftˌeː/ تلفظ :‌ ['a:Su:ft,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • آشوفته
  • بر اشوفته
  • گور آشفته
  • آشفتهخاطر
  • اشفته بودن
  • اشفته و نامرتب
  • اشفته کردن
  • بطور اشفته گریزاندن
  • چیز اشفته و نامرتب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آشوفته ) آشوفته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف / نف ) آشفته. زیروزبرشده :
سپاهی همه خسته و کوفته
گریزان و سخت اندرآشوفته.
فردوسی.
اگر کشتمندی شود کوفته
وزآن رنج کارنده آشوفته
وگر اسب در کشتزاری شود
کسی نیز بر میوه داری شود
دم اسب و گوشش بباید برید
سر دزد بر دار باید کشید.
فردوسی.

فرهنگ عمید

( آشوفته ) ۱. به هم برآمده، خشمگین.
۲. شوریده، پریشان حال.

فرهنگ فارسی

( آشوفته ) ( اسم ) ۱ - پریشان پریشان حال شوریده مضطرب . ۲ - مختل بی نظم بی نسق دچارهرج و مرج درهم و برهم . ۳- متفرق پراکنده. ۴- خشمگین غضبناک مقابل آهسته. ۵ - بهیجان آمده آتشی . ۶- رنجیده سرگردان .۷- کاسد بی رونق .
آشفته

کلمات مرتبط

  • آشوفته
  • بر اشوفته
  • گور آشفته
  • آشفتهخاطر
  • اشفته بودن
  • اشفته و نامرتب
  • اشفته کردن
  • بطور اشفته گریزاندن
  • چیز اشفته و نامرتب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات