کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اشفته-کردن | کلماتور
معانی کلمه : اشفته کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃfatˌeː kˈardan/
تلفظ :
['a:Sfat,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اخته کردن
اَختَه کِردن
اخته کاردن
اشفته
آشفته
اشفته بودن
اشفته و نامرتب
اشفته بخت
اشفته حال
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( آشفته کردن )
( مصدر ) آشفته کردن شوریدن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
confuse (فعل)دست پاچه کردن، گیج کردن، مغشوش کردن، سراسیمه کردن، ژولیده کردن، گیر انداختن، در جواب عاجز کردن، اشفته کردن، باهم اشتباه کردن، گرفتار کردن، اسیمه کردنflummox (فعل)گیج کردن، مغشوش کردن، در جواب عاجز کردن، اشفته کردنdishevel (فعل)پریشان کردن، ژولیده کردن، اشفته کردنupset (فعل)اشفتن، مضطرب کردن، بر گرداندن، اشفته کردن، واژگون کردن، چپه کردنpuzzle (فعل)خیره کردن، سرگشته کردن، اشفته کردن، گ...
کلمات مرتبط
اخته کردن
اَختَه کِردن
اخته کاردن
اشفته
آشفته
اشفته بودن
اشفته و نامرتب
اشفته بخت
اشفته حال
نظرات