دریغ کز اثر تندباد سخت سیاهشکست گلبنی از گلشن شرف ناگاهز خاندان نبی هم زدودمان صفیبرفت مردی دانش پژوه و کارآگاهجهان فضل و محامد سپهر هوش و ادبابوالمفاخر و المجد امیر عبداللهامیر داشت تخلص که از کمال و هنرهمیشه بر درش استاده بود خبل و سپاهبروز نیمه شعبان برات خلد و بقاگرفت و در صف مینو قدم نهاده براهز ماتمش قد تیر دبیر شد چو کماننمود اطلس نیلی فلک پرند سیاهستاره گفت عفی الله عن جرائمهسپهر گفت سقی الله تربه و ثراهبرای سال وفاتش امیری ازیم طبعکشید مصرع نغزی مناسب و دلخواهفقال ضم به آخر الفراق و قللقد فقدت امیرالکلام عبدالله