معانی کلمه : تربه
لغت نامه دهخدا
تربة. [ ت َ ب َ ] (ع ، اِمص ) ضعیفی . (منتهی الارب ). ضعف و ذلت . (ناظم الاطباء).
تربة. [ ت َ رِب ْ ب َ ] (ع مص ) پروردن کودک را تا بالغ شود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد).
فرهنگ فارسی
وادیی است بر دو منزل از مکه که آبش در بستان ابی عامر میریزد .
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( تُربِه ) توبره
