باز در دست چرخ بد سازمپایمال جهان طنازمهجر، بر دوخت دیده ی طربمعشق بدرید پرده رازمنیست پای گریز، می باشمنیست دست ستیز، میسازمگر بر آرم بزار ناله دمیچرخ شوری کند برآوازمدهر پر فتنه انس می جویمراه پر حادثه است، می تازمبیم جان است سست میکوشمدست خون است وید همی بازم