انس . [ اَ ن ِ ] (ع ص ) انس گیرنده و انیس . (ناظم الاطباء).
انس . [ اُ ن ُ ] (ع اِ) ج ِ انوس . (منتهی الارب ). و رجوع به انوس شود.
انس . [ ] (اِ) بعربی اسطوخودوس است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به اسطوخودوس شود.
مردم؛ بشر؛ انسان.
〈 انس و جان: آدمی و پری.
خو گرفتن به همنشینی با کسی؛ خوگرفتگی؛ همخویی؛ همدمی.
۱. کسی که به او انس گرفته شود.
۲. (اسم) گروه بسیار.
۳. (اسم) مردم و قبیله که در یک جا مقیم باشند.
( اِ ) [ ع . ] (اِج .) مردم ، آدمیان .
( اُ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) خو گرفتن . 2 - (اِ مص .) عادت . 3 - آرامش .
(اَ نَ) [ ع . ] (ص .) 1 - کسی که بدو انس گیرند. 2 - گروهی که در یک جا مقیم باشند؛ ج . آناس .
خو، عادت
دوستی، محبت، وابستگی
آمیزش، الفت، حشر، رابطه، موالفت، موانست، معاشرت
۱. خو، عادت
۲. آمیزش، الفت، حشر، رابطه، موالفت، موانست، معاشرت
۳. دوستی، محبت، وابستگی
خو گیر