گفتی که پلی بسازی از بهر خدااز بهر خدا نه بلکه از بهر نمودرفتی و دو طاق ساختی برنهریکان نهر به پل پر احتیاجیش نبودچون ساخته شد به طالع مسعودتشد آب از آن نهر و به کلی مقصودآخر آورد چشمهاش آب سیاهاین پل از بس که در ره آب گشوددانی به چه ماند پلت ای مردم چشمدانی که چه باشد پلت ای معدن خوداین پل به پل ابروی من می ماندزیرا که دو طاق است و از آن جانب رود