بیگل روی تو بر ما جام صهبا آتش استدر نظر آب است اما در سویدا آتش استدور از او تا جام بر لب مینهم میسوزدممی که با او آب حیوان است تنها آتش استجلوهٔ معشوق بر هرکس به قدر حال اوستآنچه گل بینی تو بر بلبل سراپا آتش استگریم و نالم به یاد لعل رخسارش، مرادر فراقش کار گه با آب و گه با آتش استگریه افزون میکند سوز دل صدپاره رامن نمیدانم که آب است اشک من یا آتش استآه عالمسوز خواهم اشک خونین گو مباشکی کند پروانه رغبت آب را تا آتش استآب چشم و آتش دل هردو میسوزد مراای خوشا پروانه کو را خصم تنها آتش است