کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرو-فرستادن | کلماتور
معانی کلمه : فرو فرستادن
تلفظ بین المللی :
/fˈoru fˌerestˈɑdan/
تلفظ :
[f'oRu f,eRest'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرو فرستاده
فرا فرستادن
فرا فرستادن پذیری
فرو فتادن
فروفرستادن
فرافرستادنی
فروفرستاده
فرو
فرو ارامیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فروفرستادن. [ ف ُ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) انزال. ( تاج المصادر بیهقی ). نازل کردن. انزال. تنزیل. ( یادداشتهای مؤلف ) : بحق قرآن عظیم و آنکه آن را فروفرستاد. ( تاریخ بیهقی ). باری تعالی باران رحمت فروفرستاد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
فرهنگ عمید
پایین فرستادن، به پایین فرستادن.
فرهنگ معین
(فُ. فِ رِ دَ ) (مص م . ) ۱ - به پایین فرستادن . ۲ - نازل کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - پایین فرستادن ۲ - نازل کردن انزال: و ما انزل من قبلک و هرچه فرو فرستاده آمد پیش از تو از سخن و کتب و صحف ....
کلمات مرتبط
فرو فرستاده
فرا فرستادن
فرا فرستادن پذیری
فرو فتادن
فروفرستادن
فرافرستادنی
فروفرستاده
فرو
فرو ارامیدن
نظرات