کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرا-فرستادن | کلماتور
معنی کلمه : فرا فرستادن
تلفظ بین المللی :
/farˈɑ fˌerestˈɑdan/
تلفظ :
[faR'A f,eRest'Adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فرا فرستادن پذیری
فرو فرستادن
فرو فرستاده
فرافرستادنی
فرو فتادن
فروفرستادن
فرا
فرأ
فرا اب کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
transmit
(فعل)
انتقال دادن، رساندن، پراکندن، فرا فرستادن، فرستادن، مخابره کردن، سرایت کردن
communicate
(فعل)
گفتگو کردن، معاشرت کردن، ارتباط برقرار کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسی کردن، مراوده کردن، فرا فرستادن
کلمات مرتبط
فرا فرستادن پذیری
فرو فرستادن
فرو فرستاده
فرافرستادنی
فرو فتادن
فروفرستادن
فرا
فرأ
فرا اب کردن
نظرات