کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرو-فتادن | کلماتور
معانی کلمه : فرو فتادن
تلفظ بین المللی :
/fˈoru fotˈɑdan/
تلفظ :
[f'oRu fot'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرو افتادن
فروفتادن
فرود افتادن
فروافتادن
فروتادندان
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
فرو استادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فروفتادن. [ ف ُ ف ُدَ ] ( مص مرکب ) بپایین افتادن. افتادن :
چو عاشق دید کآن معشوق چالاک
فروخواهد فتاد از باد بر خاک.
نظامی.
فرهنگ فارسی
به پایین افتادن . افتادن
کلمات مرتبط
فرو افتادن
فروفتادن
فرود افتادن
فروافتادن
فروتادندان
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
فرو استادن
نظرات