Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرو استادن

تلفظ بین المللی : /fˈoru ostˈɑdan/ تلفظ :‌ [f'oRu ost'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فرواستادن
  • استاد کونگ فو
  • استان فرمو
  • استان فو تو
  • استان فو ین
  • فروافتادن
  • فروایستادن
  • اتان فروم
  • فرو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرواستادن. [ ف ُ اِ دَ ] ( مص مرکب ) ایستادن. پایداری کردن. ماندن :
هرکه اومعدن کریمی جست
به در کاخ او فرواستاد.
فرخی.

فرهنگ فارسی

ایستادن . پایداری کردن

کلمات مرتبط

  • فرواستادن
  • استاد کونگ فو
  • استان فرمو
  • استان فو تو
  • استان فو ین
  • فروافتادن
  • فروایستادن
  • اتان فروم
  • فرو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات