معانی کلمه : غنگ غنگ زدن
لغت نامه دهخدا
غنگ غنگ زدن. [ غ َ غ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ناله کردن. آواز حزین برآوردن :
غنگ غنگی میزنم تا یک غزل
آورم بیرون ز الواح ازل.رجوع به غَنگ شود.
غنگ غنگی میزنم تا یک غزل
آورم بیرون ز الواح ازل.رجوع به غَنگ شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ناله کردن آواز حزین بر آوردن .
