صوت طربانگیز؛ آواز خوش؛ سرود.
توانگری؛ بینیازی؛ بسیارمال شدن؛ ثروتمند شدن؛ توانگر شدن.
(غَ) [ ع . غناء ] (اِمص .) توانگری .
(غِ) [ ع . غناء ] 1 - (اِمص .) آوازخوانی . 2 - (اِ.) آواز خوش و طرب انگیز، سرود، نغمه .
(واژۀ پیشنهادی کاربران) پُرداری.
پرباری
بینیازی، توانگری، ثروت، دولتمندی ≠ فقر
۱. بینیازی، توانگری، ثروت، دولتمندی
۲. پرباری ≠ فقر
پرمایگ