زیادة. [ دَ ] (اِخ ) ابن زیدالصمة القشیری . شاعری از عرب و مفضل بن سلمة اشعار او را گرد کرده است . (ابن ندیم ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
زیاده. [ دَ / دِ ] ( از ع ، ص ، ق ، اِ ) از عربی زیادة. بیشتر و افزون و بیش. ( ناظم الاطباء ). بیش. فزون. افزون.مقابل نقصان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : رسول فرستاد، زیاده طاعت و ...
فرهنگ معین
(دِ ) [ ع . زیادة ] افزونی .
فرهنگ فارسی
سیزده
زیادت، افزون، افزون شدن، افزون، بسیارشدن ۱ - افزونی فراوانی زیادت . ۲ - بعضی عدد ۱۳ را نحس شمرند و نام نبرند و بجای آن زیاده گویند . ۳ - یکی از هفت بازی نرد زیاد . ابن زید الصمه القشیری . شاعری از عرب و مفضل ابن سلمه اشعار او را گرد کرده است .
گویش مازنی
/ziyaade/ سیزده
مترادف و متضاد
supernumerary(صفت)
اضافی، زیاده، بیش از اندازه عادی، فوق عددی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] زیاده معنای اعمی دارد که هم به معنی نما در فقه وهم غیر آن استعمال شده است.مراد از زیاده، اعم از زیاده ای است که ناشی از افزایش در خود اصل است که در فقه از آن به «نما» تعبیر می شود، مانند چاق شدن حیوان یا بچه دار شدن آن و زیاده ای که از جانب غیر آن حاصل می شود، مانند افزودن بر افعال وضو یا نماز.کاربرد زیاده در فقهاز احکام مرتبط با آن در بسیاری از بابها، همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، ...