کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زیاده-جو | کلماتور
معانی کلمه : زیاده جو
تلفظ بین المللی :
/ziˈɑdeːdʒˌu/
تلفظ :
[zi'Ade:dZ,u]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زیاده جویی
زیادت جو
بدیع زاده سید جواد
جوان نجیب زاده المانی
نجیب زاده جوان
طمع زیاد مایه جوانمرگی است
ایا تعداد زیادی سایه در یک فرد و جود دارد
جواد بدیع زاده
جواد خان زیاد اوغلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
زیاده جو. [ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) زیاده طلب. ( آنندراج ). طمعکار و حریص. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زیاده طلب شود.
فرهنگ فارسی
زیاده طلب طمعکار و حریص
مترادف و متضاد
avaricious
(صفت)
خسیس، ازمند، حریص، طماع، زیاده جو
کلمات مرتبط
زیاده جویی
زیادت جو
بدیع زاده سید جواد
جوان نجیب زاده المانی
نجیب زاده جوان
طمع زیاد مایه جوانمرگی است
ایا تعداد زیادی سایه در یک فرد و جود دارد
جواد بدیع زاده
جواد خان زیاد اوغلی
نظرات