زیاده روی. [ دَ/ دِ رَ ] ( حامص مرکب ) طغیان. افراط. مبالغت. اکثار. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تجاوز از حد. افراط: در دادن انعام زیاده روی می کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
تجاوز از حد معین، افراط در کاری.
فرهنگ فارسی
تجاوز از حد افراط : در دادن انعام زیاده روی میکند .
دانشنامه عمومی
تکلف
مترادف و متضاد
تکلف
اغراق، مبالغه
افراط، تبذیر، تفریط
exceeding (اسم)زیاده روی، سبقت و پیشیself-indulgence (اسم)خوش گذرانی، زیاده روی، افراطindulgence (اسم)زیاده روی، افراطextravagance (اسم)خیره سری، زیاده روی، افراط، بی اعتدالی، گزافگریsurfeit (اسم)زیاده روی، امتلاءimmoderation (اسم)زیاده روی، زیادتی، بی اعتدالیintemperance (اسم)زیاده روی، افراط، بی اعتدالیultraism (اسم)زیاده روی، افراط کاری، ...