کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بد-روزگاری | کلماتور
معانی کلمه : بد روزگاری
تلفظ بین المللی :
/bˈad ruːzɡˈɑri/
تلفظ :
[b'ad Ru:zg'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روزهای بد به در
بدروزگاری
بدروزگار
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بدروزگاری. [ ب َ ] ( حامص مرکب ). وضعبدروزگار. ( از فرهنگ فارسی معین ). حالت بدروزگار.
- بدروزگاری کردن ؛ بدگذرانی. ( یادداشت مؤلف ). التقشف ؛ بدروزگاری کردن. ( محمدبن یوسف در بحرالجواهر از مؤلف لغت نامه ).
فرهنگ فارسی
عمل بد روزگار وضع بد روزگار
کلمات مرتبط
روزهای بد به در
بدروزگاری
بدروزگار
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
نظرات