کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخم-افشاندن | کلماتور
معانی کلمه : تخم افشاندن
تلفظ بین المللی :
/tˈoxm ˈaːfʃˈɑndan/
تلفظ :
[t'oxm 'a:fS'Andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تخم افشان
تخم افشانی
پوست تخت افکندن
تخم
تُخم
تخم حرام
تخم خوراکی کاج
تخم دادن
تخم دار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تخم افشاندن. [ ت ُ اَ دَ ] ( مص مرکب ) تخم ریختن. تخم انداختن. تخم در زمین افکندن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تخم کاشتن زراعت کردن .
مترادف و متضاد
بذرافشاندن، بذر ریختن، تخم کاشتن، زراعت کردن
کلمات مرتبط
تخم افشان
تخم افشانی
پوست تخت افکندن
تخم
تُخم
تخم حرام
تخم خوراکی کاج
تخم دادن
تخم دار
نظرات