کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخم-افشان | کلماتور
معانی کلمه : تخم افشان
تلفظ بین المللی :
/tˈoxm ˈafʃɑn/
تلفظ :
[t'oxm 'afSAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تخم افشاندن
تخم افشانی
تخمافشانی
توم ریدر افسانه
تیم اوشانسی
تیم ملی بسکتبال افغانستان
تیم ملی فوتبال افغانستان
تیم ملی فوتبال زنان افغانستان
تیم ملی هندبال افغانستان
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تخم افشان. [ ت ُ اَ ] ( نف مرکب ) که تخم افشاند. تخم افشاننده. تخم ریز. تخم پاش. || ( ن مف مرکب ) محلی که تخم در آن افشانده شده باشد. محل زراعت. تخم افشانده. تخم انداخته.
مترادف و متضاد
sower
(اسم)
برزگر، بذر افشان، تخم افشان
کلمات مرتبط
تخم افشاندن
تخم افشانی
تخمافشانی
توم ریدر افسانه
تیم اوشانسی
تیم ملی بسکتبال افغانستان
تیم ملی فوتبال افغانستان
تیم ملی فوتبال زنان افغانستان
تیم ملی هندبال افغانستان
نظرات