کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخم-دار | کلماتور
معنی کلمه : تخم دار
تلفظ بین المللی :
/tˈoxm dˈɑr/
تلفظ :
[t'oxm d'AR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نان برشته تخم مرغ دار
دارای تخم و بذر
نابینا اما دارای تخم چشم
تخت دار
تیم دار
زَم داری تخمک
دارای تخمک راست
زم داری تخمک
دارم لباسهایم را می پوشم ( دارم رختم را تنم می کنم).
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
seedy
(صفت)
از کار افتاده، تخمی، تخم دار، به تخم افتاده
seminiferous
(صفت)
تخم دار، منی ساز، ایجاد کننده بذر یا نطفه
کلمات مرتبط
نان برشته تخم مرغ دار
دارای تخم و بذر
نابینا اما دارای تخم چشم
تخت دار
تیم دار
زَم داری تخمک
دارای تخمک راست
زم داری تخمک
دارم لباسهایم را می پوشم ( دارم رختم را تنم می کنم).
نظرات