تخت دار. [ ت َ ] (نف مرکب ) تاجور. پادشاه . دارنده ٔ اریکه و صاحب سریر سلطنتی : و ذکر محامد اخلاق این پادشاه خوب سیرت و این تخت دار جوانبخت همه کس بخواند. (راحةالصدور راوندی ).
تخت دار. [ ت َ ] (اِ مرکب ) جامه ٔ سیاه و سفید را گویند. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). جامه ٔ سیاه و سفید که پادش...
فرهنگ عمید
۱. صاحب تخت، دارندۀ تخت. ۲. (اسم ) جامۀ خواب که بر روی تخت بگسترانند، رختخواب. ۳. (اسم، صفت ) [قدیمی، مجاز] پادشاه.