Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیدرنگ

تلفظ بین المللی : /bˈidranɡ/ تلفظ :‌ [b'idRang]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • بادرنگ
  • بادرنگبویه
  • بیرنگ بیژن
  • بیرنگ کوهدامنی محمد عاقل
  • بیرنگ
  • بیرنگی
  • سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
  • بی درنگ
  • بیدانگبین
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بیدرنگ . [ دَ رَ] (ق مرکب ) (از: بی + درنگ ) بدون درنگ . بدون توقف . فوراً. فی الفور. بشتاب . بسرعت . بچالاکی و چستی . چالاک و زود. (ناظم الاطباء). بی تأمل . فوراً. بی توقف . در ساعت . در وقت . در دم . فی الحال . حالاً. در حال . بدون تعویق . بلا توقف . فی الساعه . بلا تأخیر. بلا تعویق . بدون تأخیر. بدون توقف . بلا تأنی . تند و چابک . اندر زمان . علی الفور. یکایک . و رجوع به درنگ شود : که من با...

مترادف و متضاد

آن


کلمات مرتبط

  • بادرنگ
  • بادرنگبویه
  • بیرنگ بیژن
  • بیرنگ کوهدامنی محمد عاقل
  • بیرنگ
  • بیرنگی
  • سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
  • بی درنگ
  • بیدانگبین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات