Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیرنگ

تلفظ بین المللی : /bˈiranɡ/ تلفظ :‌ [b'iRang]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • بیرنگ بیژن
  • بیرنگ کوهدامنی محمد عاقل
  • بیرنگ گر
  • بیرنگ گری
  • بیرنگ کوهدامنی
  • سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
  • بیژن بیرنگ
  • علی بیرنگ
  • بیرنگی
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بیرنگ . [رَ ] (اِخ ) برنگ . خلیج برنگ . دریای بیرنگ . باب بیرنگ . (یادداشت مؤلف ). رجوع به برنگ و باب برنگ شود.

بیرنگ . [ رَ ] (ص مرکب ) (از: بی + رنگ ) که رنگ ندارد. که فاقد لون است .بدون رنگ . عدیم اللون : آب ماده ای است بیرنگ . || (اِ مرکب ) نشان و هیولایی باشد که نقاشان و مصوران ، مرتبه ٔ اول بر کاغذ و دیوار بکشند و بعد از آن قلم گیری کنند و رنگ آمیزی...

مترادف و متضاد

۱. ساده
۲. بدونرنگ ≠ رنگی، ملون


کلمات مرتبط

  • بیرنگ بیژن
  • بیرنگ کوهدامنی محمد عاقل
  • بیرنگ گر
  • بیرنگ گری
  • بیرنگ کوهدامنی
  • سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
  • بیژن بیرنگ
  • علی بیرنگ
  • بیرنگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات