اعاجم. [ اَ ج ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ اعجم. ( ناظم الاطباء ) ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). اعجمون. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). ج ِ اعجم ، آن که سخن فصیح نگوید اگرچه عرب باشد و آن که بر سخن قادر نباشد. ( آنندراج ). و رجوع به اعجم و اعجمون و اعجمین شود. || ج ِ اعجم ، بمعنی کسی که عربی نباشد و هرچند در عجمی فصیح باشد: و لم تزل الامم کلها من الاعاجم فی کل شق من الارض لها ملوک تجمعها و مدائن تضمها. ...