اعامق . [ اُ م ِ ] (اِخ ) نام وادیی است در شعر اخطل :و قد کان منها منزل نستلذه اعامق برقاواته و اجاوله .و عدی بن رقاع آرد:کمطرد طحل یقلب عانةفیها لواقح کالقسی و حول نفشت ریاض اعامق حتی اذالم یبق من شمل النهار ثمیل بسطت هوادیها بها فَتَکَمَّشَت و له علی اکسائهن صلیل . (از معجم البلدان ).موضعی...