من که خورشید جمال تو عیان می بینمعکس روی تو ز مرآت جهان می بینممنم آن رند که دایم ز خرابات جهانشاهد حسن ترا جلوه کنان می بینممهر ذاتت که ز نورش دو جهان پیدا شددر پس پرده هر ذره نهان می بینمتا که گشتم بره عشق تو بی نام و نشاندر همه کون و مکان از تو نشان می بینماز تجلی جمال تو دلم پرنور استپرتو روی تو از دیده جان می بینمراست ناید بصفت حسن تو گر شرح دهمجلوه روی تو بیرون ز بیان می بینمدیده اهل نظر از رخ خوبان جهانچون اسیری بجمالت نگران می بینم