بیان . [ ب َ] (اِ) درنده ای است که دشمن شیر باشد. (آنندراج ). قسمی از ببر. (ناظم الاطباء). رجوع به ببر بیان شود.
فصاحت و زبان آوری.
اعتراف
(تلفظ: bayān) (عربی) سخن ، گفتار ؛ شرح و توضیح ؛ زبانآوری ، فصاحت و بلاغت؛ (به مجاز) زبان.
گفتار
اعتراف
ابراز، اشعار، اظهار، تقریر
تلفظ، سخن، کلام، گفتار، نطق
آشکار شدن، پیدا شدن، هویدا گشتن
تاویل، تبیین، تعبیر، توضیح، شرح ≠ تحریر، ترقیم، نوشته
۱. تاویل، تبیین، تعبیر، توضیح، شرح
۲. ابراز، اشعار، اظهار، تقریر
۳. تلفظ، سخن، کلام، گفتار، نطق
۴. اعتراف
۵. آشکار شدن، پیدا شدن، هویدا گشتن ≠ تحریر، ترقیم، نوشته
گفتار