معانی کلمه : گلرخش
لغت نامه دهخدا
گلرخش. [ گ ُ رَ ] ( اِخ ) اسب رستم. ( ولف ) :
چو از آفرین گشت پرداخته
بیاورد گلرخش را ساخته.
چو از آفرین گشت پرداخته
بیاورد گلرخش را ساخته.
فرهنگ فارسی
لقبی است اسب رستم را . [ چو از آفرین گشت پرداخته بیاورد گلرخش را ساخته . ] ( فردوسی )
