Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلرخسار

تلفظ بین المللی : /ɡolrˈoxsɑr/ تلفظ :‌ [golR'oxsAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • گلرخسار صفی اوا
  • گل رخسار صفی
  • گرمسار
  • گرگسار
  • گرگساران
  • گلخواران
  • تالوار گورساران پراساد
  • گلرخشان
  • گلسار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

گلرخسار. [ گ ُ رُ ] ( ص مرکب ) گل رخ. آنکه رخسارش چون گل باشد. گلچهره. زیبارخسار : از این جعدمویی ، سمن بویی ، ماهرویی ، مشتری عذاری ، گلرخساری. ( سندبادنامه ص 235 ). انگبین لب شدی و گلرخسارانگبین بی مگس چو گل بی خار.نظامی.آمدند آنگهی پذیره کارپیش آن سروقد گلرخسار.نظامی.و در موضع سقاة هرخوش پسری... گلرخساری... کمر بر میان بسته. ( جهانگشای جوینی )....

فرهنگ فارسی

گلرخ : از این جعد مویی سمن بویی ماهرویی مشتری عذاری گلرخساری .

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: gol roxsār) (در قدیم) (به مجاز) گلرخ ، ← گلرخ .

اسم: گلرخسار (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: gol rokhsār) (فارسی: گلرخسار) (انگلیسی: gol rokhsar)
معنی: گل رخ، آنکه رخسارش چون گل باشد، گلچهره، زیبارخسار

کلمات مرتبط

  • گلرخسار صفی اوا
  • گل رخسار صفی
  • گرمسار
  • گرگسار
  • گرگساران
  • گلخواران
  • تالوار گورساران پراساد
  • گلرخشان
  • گلسار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات