کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گسترانیدن | کلماتور
معانی کلمه : گسترانیدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˌostarɑnˈidan/
تلفظ :
[g,ostaRAn'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نور گسترانیدن
گستراندن
گسترانیده
نور گستراندن
گذارانیدن
گذرانیدن
گستراننده
گستریدن
گیرانیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
گسترانیدن. [ گ ُ ت َ دَ ] ( مص ) پهن کردن. منبسط کردن. منتشر کردن. دَحو. طَحو. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ). سَطح. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). بَسط. ( ترجمان القرآن ). مَهد. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ). تَمهید. ( ترجمان القرآن ). اِفراش. ( تاج المصادر بیهقی ) : بکوشی کنون تا همی خویشتن راجز آن نام ، نام دگر گسترانی.فرخی.کودکان فَخ می نهادند و دام می گسترانیدند. ( سندبادنامه ).ما چو ط...
فرهنگ عمید
۱. پهن کردن.
۲. رواج دادن، متداول کردن.
۳. فرش کردن.
فرهنگ معین
(گُ دَ ) (مص م . ) نک گستراندن .
فرهنگ فارسی
۱ - پهن کردن منبسط کردن . ۲ - فرش کردن : و بساط عدل و راستی در میان رعایا و سایر اصناف اعم از هر نوعی گسترانید . ۳ - منتشر کردن .
کلمات مرتبط
نور گسترانیدن
گستراندن
گسترانیده
نور گستراندن
گذارانیدن
گذرانیدن
گستراننده
گستریدن
گیرانیدن
نظرات