معانی کلمه : گردن فرازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تکبر، خودپسندی.
۲. سربلندی.
۲. سربلندی.
فرهنگ فارسی
۱ - تکبر خود پسندی . ۲ - سربلندی افتخار . ۳ - گردنکشی عصیان . ۴ - نیرومندی قوت .
مترادف و متضاد
arrogance (اسم)
سربالایی، تکبر، غرور، نخوت، گستاخی، شدت عمل، گردنفرازی، خود رایی، خود سری، خیره سری، عظمت، خود بینی
