معانی کلمه : گرد اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( گرد آوردن ) ( ~. وَ دَ ) (مص م . ) جمع کردن ، فراهم آوردن .
فرهنگ فارسی
( گرد آوردن ) ( مصدر ) ۱ - جمع کردن فراهم آوردن فراز آوردن : ... از هم. جهان مردم گرد آورد و عهدنامه نبشت ... ۲ - تالیف کردن : قیاس اقترانی آن بود که دو قضیه ( را ) گرد آورند ... .
جمع کردن، فراهم آوردن، انباشتن، گرد آوریدن هم گفته شدهگرد آوری:عمل گرد آوردن
جمع کردن، فراهم آوردن، انباشتن، گرد آوریدن هم گفته شدهگرد آوری:عمل گرد آوردن
