Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرد آوردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈard ɑvˈardan/ تلفظ :‌ [g'aRd Av'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • گرد اوردن
  • اجیل گرد اوردن
  • بصورت گرد در اوردن
  • گرد اوردنده
  • گرد اورده
  • گردن بر اوردن
  • از گرو در اوردن
  • قابل در اوردن از گرو
  • گردآورد هم دوراُفت
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

گرد آوردن . [ گ ِ وَ دَ ] (مص مرکب ) جمع کردن . فراهم آوردن . (از آنندراج ) : اگر بخشش و دانش و رسم و دادخردمند گرد آورد با نژاد. فردوسی .چو شد پادشا بر جهان یزدگردسپه را ز شهر اندرآورد گرد. فردوسی .که هرچند گرد آورم خواسته همان کاخ و هم گنج آراسته . فردوسی .گرد آورم سپاهی دیبای سبزپوش زنجیرزلف و سروقد وسلسله عذار. منوچهری .پس علما را جمع گرد آورد در سر و ایشان را گفت : من این سگ زندیق را به دست آ...

فرهنگ معین

( ~. وَ دَ) (مص م .) جمع کردن ، فراهم آوردن .


کلمات مرتبط

  • گرد اوردن
  • اجیل گرد اوردن
  • بصورت گرد در اوردن
  • گرد اوردنده
  • گرد اورده
  • گردن بر اوردن
  • از گرو در اوردن
  • قابل در اوردن از گرو
  • گردآورد هم دوراُفت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات