Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گردن بر اوردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈardan bar ovˈordan/ تلفظ :‌ [g'aRdan baR ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گردن برآوردن
  • گرد براوردن
  • گرد برآوردن
  • گردن بر
  • بر گردن گرفتن
  • گرد بر گرد
  • گردنه بر
  • گرده بر
  • سوراخ گرد بر روی سنگفرش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( گردن برآوردن ) گردن برآوردن. [ گ َ دَب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) گردن افراختن. سرافراز شدن.

فرهنگ فارسی

( گردن بر آوردن ) ( مصدر ) ۱ - خودنمایی کردن تکبر ورزیدن سرفرازی : بلند آواز نادان گردن افراخت که دانا را به بیشرمی بینداخت . ( گلستان ) ۲ - سربلند بودن مفتخر بودن . ۳ - از خود قدرت نشان دادن مقاومت کردن : ببردیم بر دشمنان تاختن نیارست کس گردن افراختن . ۴ - گردنکشی کردن عصیان ورزیدن . ۵ - نمو کردن رشد کردن .

کلمات مرتبط

  • گردن برآوردن
  • گرد براوردن
  • گرد برآوردن
  • گردن بر
  • بر گردن گرفتن
  • گرد بر گرد
  • گردنه بر
  • گرده بر
  • سوراخ گرد بر روی سنگفرش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات