Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرد برآوردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈard barɑvˈardan/ تلفظ :‌ [g'aRd baRAv'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • گرد براوردن
  • گردن برآوردن
  • گره بر ابرو برآوردن
  • گردن بر اوردن
  • براوردگر بیشینه گر احتمال پسین
  • گرد
  • گرد اخر
  • گرد اسپر
  • گرد افشاندن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

گرد برآوردن . [ گ َ ب َ وَ دَ ] (مص مرکب ) غبار انگیختن . گرد بلند کردن . || گرد افشاندن . صیقلی کردن . پاک کردن گرد از چیزی : بفرمود شه تا برآرند گردز تمثال آن پیکر سالخورد. نظامی . || کنایه از پایمال کردن و نابود ساختن باشد. (برهان ). پایمال کردن و هلاک ساختن . همان خاک برآوردن از چیزی . (آنندراج ).ویران کردن . خراب کردن : مدیح او برساند سر یکی به سهاهجای او ز سر دیگری برآرد گرد. مؤیدی شاعر.ترا...

فرهنگ معین

(گَ. بَ وَ دَ) (مص م .) نیست و نابود کردن .


کلمات مرتبط

  • گرد براوردن
  • گردن برآوردن
  • گره بر ابرو برآوردن
  • گردن بر اوردن
  • براوردگر بیشینه گر احتمال پسین
  • گرد
  • گرد اخر
  • گرد اسپر
  • گرد افشاندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات