Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرازنده

تلفظ بین المللی : /ɡˌorɑzˈande/ تلفظ :‌ [g,oRAz'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • اوژنی گرانده
  • گدازنده
  • گراینده
  • گریزنده
  • گریزنده یاب
  • گریزنده از مرکز
  • گراندهتل
  • ریو گرانده
  • ریو گرانده دو سول ایالت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گرازنده. [ گ ُ زَ دَ / دِ ] ( نف ) از روی ناز وتکبر خرامنده و به راه رونده. ( برهان ) : نوازنده بلبل به باغ اندرون گرازنده آهو به راغ اندرون.فردوسی.دل افروز بدنام آن خارکن گرازنده مردی به نیروی تن.فردوسی.دلیری کند با من آن نادلیرچو گور گرازنده با شرزه شیر.نظامی.گوزن گرازنده در مرغزارز مردم گریزد سوی کوه و غار.نظامی.بلا که دید گرازنده ترز آهوی نرپری که دید خرامنده تر ز کبک دری.ازرقی....

فرهنگ عمید

کسی که از روی ناز و تکبر راه می رود، خرامنده: دلیری کند با من این نادلیر / چو گور گرازنده با شرزه شیر (نظامی۵: ۸۲۳ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) از روی ناز و تکبر خرامنده : دلیری کند با من آن نا دلیر چو گور گرازنده با شرزه شیر . ( نظامی )

کلمات مرتبط

  • اوژنی گرانده
  • گدازنده
  • گراینده
  • گریزنده
  • گریزنده یاب
  • گریزنده از مرکز
  • گراندهتل
  • ریو گرانده
  • ریو گرانده دو سول ایالت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات